گفتگو با آیت الله علی فلاحیان
30 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : سایت خبر انلاین
تعداد شرکت کننده : 0

فلاحیان که یک ماه پیش از برگزاری انتخابات آن را «یک فرآیند مقدس» خواند «که نباید فضای آن با تخریب و شایعه آلوده​اش کرد»؛ در جریان انتخابات که امروز آن را «فتنه» می​خواند سیاست سکوت را پیشه کرد. اما این روزها همراه با دیگر ریش​سفیدان در پی راه​حلی برای حل اختلاف​ها، اولین گام را در مجلس خبرگان برداشته است. اما نه راه​حلی از جنس میانجیگری آیت‌الله مهدوی​کنی که به اعتقاد او این تنها «یک گام ابتدایی» است، چرا که مسائل پس از انتخابات «از سران عبور کرده و به بدنه جامعه و خانواده​ها کشیده شد». بلکه راه​حلی که در آن «باید مسائل خیلی روشن شود» و «اگر طرفی هم اشتباه کرده باید بگوید اشتباه کردم» تا «مردم بفهمند او سوء​نیتی نداشته و قصد زورگویی ندارد».

 

او جریان انتخابات را فتنه‌ای می​خواند که از ابتدا سازوکار خوبی نداشت. دومین وزیر اطلاعات، دراز کردن انگشت اتهام را به سوی اژه​ای به عنوان خاطی حوادث پس از انتخابات کار درستی نمی​داند و اظهارنظرهای بدون ملاحظه در جریان انتخابات را از عوامل تشدید‌کننده «فتنه»​ای که رخ داد معرفی می​کند. فلاحیان که رسانه​ها را در انتساب قتل​های زنجیره​ای به دوره وزارت خود، و تشدید انتقاد​ها درباره رسیدگی به پرونده مفاسد اقتصادی را در آن زمان، مقصر می​داند از علاقه خود برای راه​اندازی یک روزنامه می‌گوید. اما به اعتقاد او هر خبری یا «داغ» است یا «راست» و برای تحقیق اینکه خبری صحت دارد یا نه زمانی بیش از آنچه روزنامه​ها صرف می​کنند لازم است. گفت و گوی «خبر» با علی فلاحیان را در ادامه بخوانید:

آقای فلاحیان؛ دکتر احمدی‌نژاد معتقد است اگر محسنی اژه‌ای «مأموریتش را درست انجام می‌داد، آسیب‌های پس از انتخابات رخ نمی‌داد»، از نگاه شما عملکرد آقای محسنی اژه‌ای در جریان انتخابات چگونه بود؟

[مکث طولانی]، اگر حوادث را گردن آقای اژه‌ای یا گردن وزارت اطلاعات بیندازیم بد است. من که دیگر در وزارت اطلاعات نیستم. نمی‌دانم چه مسائلی آنجا گذشته و این یک قضاوت ناعادلانه است. مثلاً خیلی وقت‌ها وزارت اطلاعات خبرها را می‌دهد اما به آن توجه کافی نمی‌شود، بعد وقتی اتفاقی می‌افتد یقه اینها را می‌چسبند. ممکن هم هست خبرها را نداده باشند و پیش‌بینی نکرده باشند. بنابراین من نه می‌توانم ایشان [آقای اژه‌ای] را رد کنم نه می‌توانم ایشان را تأیید کنم.

اساساً وظیفه وزارت اطلاعات در شرایطی مانند آنچه در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری رخ داد چیست؟

هنر وزارت اطلاعات این است که نسبت به خبرهایی که ممکن است نارضایتی و حوادثی که ناامنی ایجاد بکند قبل از وقوع پیش‌بینی، تجزیه و تحلیل و راه حل ارائه کند. اگر شورای امنیت و دولت گوش بدهند خیلی از این راه حل‌ها از آن حوادث پیش‌گیری می‌کند. شاید این تحقیق‌ها اطلاعاتش جمع‌آوری شده. حالا باید ببینیم انتقال داده‌اند یا نه. یا راه حل خوبی را پیشنهاد داده‌اند یا نه. یا اگر راه حل خوبی را پیشنهاد دادند در اجرا کاری کردند که نا امنی و نارضایتی به وجود نیاید؟ اینها کارهایی است که در درون وزارت اطلاعات به صورت طبقه‌بندی انجام می‌شود. حالا اینکه این کارها را انجام داده‌اند یا نه من از آن اطلاعی ندارم.

اگر شما به جای آقای محسنی اژه‌ای در رأس وزارت اطلاعات بودید چطور رفتار می‌کردید؟

کار نیروهای اطلاعاتی این است که گروه‌های برانداز را شناسایی کنند، جاسوس‌ها را شناسایی و دستگیر کنند، مسائلی که موجب نارضایتی عمومی و اختلاف می‌شود را پیش‌بینی کنند. اگر ما بودیم، هم نسبت به اظهارات مسئولان و هم نسبت به مطبوعات هشدار می‌دادیم و می‌گفتیم که اگر این مطلب به این شکل اعلام شود ممکن است ایجاد درگیری کند. چون هر شخصیتی بین مردم نفوذ دارد. یکی از خط قرمزها این است که اساساً به کسانی که حوزهِ نفوذ دارند اهانت نشود؛ این اهانت به او نیست، اهانت به جمعی است که طرفدار او هستند. مهم هم نیست که درست باشد یا نادرست. مهم این است که آنها ممکن است عکس‌العمل تندی از خودشان نشان دهند و این باعث دودستگی می‌شود. بنابراین یکی از کارهایی که ما می‌کردیم این بود که توصیه می‌کردیم مطالب طوری اظهار نشود که موجب شود کسانی عکس‌العمل تندی نشان دهند. ممکن است در یک مقطع دیگری آدم یک اظهار نظری درباره کسی یا یک دستگاهی بکند که خیلی اشکال ایجاد نکند، ولی در انتخابات عکس‌العمل طرف‌های مقابل را درپی دارد.

می‌شود در این مورد مصداقی صحبت کنید؟

مثلاً آدم نباید به کسانی که در گذشته مسئولیت داشتند- نمی‌خواهم اسم کسی را بیاورم- اهانت کند. فرق نمی‌کند، چه این طرف چه آن طرف. بالاخره هرکس در یک دوره‌ای مسئول بوده و بر اساس یک مسئولیت شرعی و قانونی یک ناکامی‌ها و یک موفقیت‌هایی داشته؛ استفاده کردن از اینها در انتخابات کار درستی نیست.

فکر می‌کنید شرایط کنونی کشور یک تجربه تاریخی است و باید با آن مثل یک مسأله رفتار کرد یا یک معضل؟

انتخابات این دوره یک فتنه بود.

بعد از انتخابات یا جریان انتخابات؟

کل جریان این انتخابات فتنه بود. بعضی‌ها می‌گویند از اول فتنه بود. بعضی‌ها می‌گویند از وسط شروع شد؛ من معتقدم از اول شروع شد. سازوکار این انتخابات از اول سازوکار خوبی نبود که بعد از مدتی تشدید شد که درباره علت تشدید شدن مسائل صحبت کردم.

و برای برون رفت از شرایط فعلی چه باید کرد؟

الان دوران بعد از فتنه است. حاصل این فتنه یک مقداری بدبینی به مسئولان کشور است که روی کارهای اجرایی کشور شاید تأثیر گذاشته. الان یک اختلاف‌هایی ایجاد شده است. توصیه ما هم به وزارت اطلاعات و هم به دستگاه خبری این است که این مسائل را جمع‌بندی کنند و بنشینند با مردم، با جوان‌ها، با دانشجوها گفت وگو کنند و آن وحدت ملی را تقویت کنند. این جزو وظایف وزارت اطلاعات هم هست، جزو وظایف رسانه‌ها هم هست، جزو وظایف ائمه جمعه هم هست. صحبت‌ها همه باید در مسیر اتحاد باشد.

آیا در اجلاس اخیر خبرگان به راهکاری برای برون رفت از این شرایط رسیدید؟

من در خبرگان هم گفتم که وظیفه ما به عنوان مجلس خبرگان این است که پایگاه ولایت فقیه را تقویت کنیم. روی اتحاد سرمایه‌گذاری کنیم و سوم اینکه جمهوری اسلامی را تقویت کنیم. چون واقعاً رسانه‌های خارجی روی این موضوع خیلی تبلیغ کردند. کاری نکنیم که قدرت سیاسی و اقتدار ما تضعیف شود. اتحاد روی محور ولایت فقیه و تقویت جمهوری اسلامی باید برنامه ما باشد.

این دستور کار هم برای خبرگان است و هم برای چهره‌های سیاسی؟

من این پیشنهاد را در اجلاس خبرگان مطرح کردم، همه هم پذیرفتند. البته باید کارهای زیادی روی موضوع اتحاد کرد. مؤلفه‌های تقویت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه باید مشخص شود.

پیشنهاد حکمیت آقای مهدوی کنی در راستای همین محورهایی است که شما به آن اشاره کردید؟

من در جریان کار ایشان نیستم که دارند چه کار می‌کنند.

آقای رئیس‌جمهور که در برنامه زنده تلویزیونی اسامی وزرای کابینه دهم را اعلام می‌کرد و از آقای مصلحی به عنوان فردی فرهنگی با روابط عمومی بالا نام برد و گفت که وقت آن رسیده که یک آدم فرهنگی وزارت اطلاعات را اداره کند، چرا که در بدنه این وزارتخانه آدم اطلاعاتی به قدر کفایت هست. به‌نظر شما این مقطع از زمان چه شرایطی دارد که نیازمند یک فرد فرهنگی برای رأس وزارت اطلاعات است؟

نمی‌دانم چه تفسیری از حرف ایشان کنم. شاید از حرف من ناراحت بشود. هرچه من بگویم، می‌گوید منظور من این نبوده.

شما به عنوان کسی که سابقه کار امنیتی زیادی دارد و از زیر و بم وزارت اطلاعات اطلاع دارید چه برداشتی از این سخن ایشان دارید؟

من منظور ایشان را نمی‌توانم تفسیر کنم، شاید ایشان منظور خاصی دارد. من به هرحال خیلی سال است که دورم. آنچه من می‌دانم این است که اساساً کار وزارت اطلاعات یک کار کارشناسی و خیلی تخصصی است. آنجا نیروهای خیلی خوب، آدم‌های فهمیده، باسواد، روشن و باتجربه‌ای هست. طبیعتاً اگر کسی بتواند برنامه بدهد، هدف تعیین کند و موضوعات درستی را انتخاب کند و آنها را به صورت سیاست‌های اجرایی واقعی و نه تخیلی برای آنها تنظیم بکند و هدایتشان کند بهره‌های خیلی خوبی می‌گیرد. نه فقط آنجا، وزارت بهداشت هم. کسی که بداند بیمار یعنی چه، بیمارستان یعنی چه، دارو یعنی چه، پزشک یعنی چه و مشکلات را هم بداند می‌تواند پزشکان را اداره کند. یا در قوه قضاییه کسی که بداند قضاوت یعنی چه، تجربه داشته باشد او می‌تواند آنجا را اداره کند؛ اگر قاضی را مثال زدم چون مشابهت دارد. وزارت اطلاعات هم همین طور.

یک وقتی وزیر یا وزارتخانه دنبال این است که اهداف خاصی را که جزو شرح وظایفش است و موضوعاتی که برایش تنظیم شده، انجام دهد، آن موقع وزیر باید تخصص این کار را داشته باشد وگرنه نیرو برای انجام کار انگیزه پیدا نمی‌کند. یک وقتی هم وزیر این مسئولیت را به دیگری واگذار می‌کند و بیشتر دنبال این است که به اهداف وزارتخانه شخصاً دست پیدا کند مثلاً آن را به معاونان واگذار می‌کند. ممکن است موضوعات فرهنگی که در حوزه وزارت هست برایشان اهمیت بیشتری داشته باشد و وزیر روی آن مسائل کار بکند.

بستگی به این دارد که وزارتخانه را چگونه برآورد کردند. چون اصلاً خود دولت باید موضوعاتی که در وزارتخانه هست را تصویب بکند. ببیند الان روی چه موضوعاتی کار بکند. مثلاً آنها الان معتقد هستند که موضوعات فرهنگی را با دید امنیتی بررسی بکنند. مقام معظم رهبری فرمودند که ما الان دچار یک تهاجم فرهنگی هستیم. در دورانی هستیم که این همه ماهواره و روزنامه و مجله و آدم‌هایی که تحت تأثیر آن هستند در جامعه ما دارند حرف می‌زنند. پس الان معتقدند که آن کارشناسانی که در حوزه فرهنگ و تأثیرات آن و تبلیغات هستند بیشتر تقویت و هدایت بشوند. در اینجا ممکن است وزیر بیاید موضوع ضدجاسوسی، امنیتی و جمع‌آوری اطلاعات خارجی را به دیگری واگذار کند و خودش هدایت مجموعه را در حوزه فرهنگی به عهده بگیرد؛ این بستگی به نظر هیأت دولت وشورای امنیت ملی دارد.

پروسه «بررسی موضوعات فرهنگی با دید امنیتی» چطور قرار است انجام شود؟

این لزوماً به معنای برخورد فیزیکی نیست. چون کار فرهنگی را باید با کار فرهنگی جواب داد. حالا اینها باید دستورالعمل بنویسند که کسانی که روی مسائل فرهنگی کار می‌کنند، راجع به این موضوع به طور خاص کار کنند. مثلاً فیلم‌هایی که می‌سازند. یا مثلاً سخنران‌ها باید روی این موضوعات صحبت کنند.

آقای فلاحیان! بعد از رحلت امام آقای ری‌شهری دادستان می‌شوند و شما وزیر اطلاعات. آن مقطع چه اقتضائاتی داشت که چنین تغییری را موجب شد؟

سؤالتان را نفهمیدم! هیچ اقتضائی نداشت. آقای ری‌شهری دیگر قبول نکردند در وزارت اطلاعات بمانند. بعد ما را معرفی کردند.

آن دوره چه ویژگی‌ای داشت؟

مطالب کلی سؤال نکنید!

چه مسائل بین‌المللی، سیاسی و فرهنگی اقتضا می‌کرد که وزیر اطلاعات دادستان بشود و بعد از آن شما به عنوان وزیر اطلاعات انتخاب شوید؟
عرض کردم. به اینها توجهی نبوده؛ اگر آقای ری‌شهری می‌ماند ما هم با ایشان همکاری می‌کردیم.

اقتضائات آن دوره چه بود؟

ما در پایان جنگ بودیم دیگر. در دوران جنگ همه امکانات متمرکز برای خوب اداره شدن جنگ بود. بعد از جنگ تمام همت این بود که خرابی‌های جنگ بازسازی شود. در آن زمان هم کار کم شده بود؛ نه اینکه اصلاً توجهی نشود، ولی جنگ بود. اقتضائات بین‌المللی هم این بود که ما کشوری بودیم که تازه از جنگ خارج شدیم و دنبال این بودیم که در صحنه بین‌المللی حقانیت خودمان را در رابطه با جنگ ثابت کنیم، با کشورها و همسایه‌ها همکاری کنیم که سازندگی در کشور به وجود بیاید که الحمدلله کارهای این مرحله به خوبی انجام شد.

وزارت اطلاعات 63 با 88 چه تفاوتی دارد؟

طبیعی است که هرچه ما جلوتر می‌رویم انتظار این است که همه دستگاه‌ها، دستگاه‌های نظارتی و چه دستگاه‌های اجرایی روز به روز قوی‌تر شوند. آن اوایل مثلاً صدام به کشورمان حمله کرد ولی الان چنین جرأت‌هایی را نمی‌کنند. الان نیروها و امکانات نظامی‌مان قوی‌تر شده، گاهی وقت‌ها ما در مسائل اقتصادی خیلی مشکل داشتیم، مثلاً GNP ما در زمان آقای هاشمی 36 هزار میلیارد بود، الان به بالای 500 هزار میلیارد تومان صعود کرده است. اینها تفاوت کرده است. روز به روز دستگاه‌ها قدرتمند‌تر می‌شوند. چرا؟ چون فرصت دارند و نیروهای بهتری تربیت می‌کنند، امکانات بیشتری گیرشان می‌آید. پس انتظار این است که کارایی بهتری نسبت به گذشته داشته باشند. مثلاً اگر در گذشته انفجاری صورت می‌گرفت یا تروری انجام می‌شد مردم به این چشم نگاه می‌کردند که دستگاه اطلاعاتی نوپاست. اما الان کسی دیگر این را قبول نمی‌کند. می‌گویند دلیلی ندارد که شما الان نتوانید مثلاً یک جریان تروریستی را شناسایی و با آن برخورد کنید. در مسائل اقتصادی هم همین‌طور است. در مسائل صنعتی هم همین‌طور است.

تفاوت اساسی دوره شما با دوره آقای ری‌شهری چه بود؟

هر روز که جلوتر می‌رویم، مسائل‌مان جدیدتر می‌شود، امکانات وزارت اطلاعات مثل نیرو و ابزار و بودجه هم بیشتر می‌شود. طبیعتاً یکسری کارهایی انجام می‌شود که در زمان گذشته انجام نمی‌شد. یکسری کارهایی هم قبلاً بوده که در این دوره کمتر شده است. مثلاً موضوعات امنیتی، موضوع منافقین، یکسری گروهک‌ها بودند که مدتی روی آنها کار شده بود.

در دوره شما به طور عمده چه مسائلی در دستور کار وزارت اطلاعات بود؟

یادم نیست.

یکی از انتقادات به دوره وزارت شما ورود به فعالیت‌های اقتصادی بود و در دوره وزارت شما وزارتخانه رسیدگی به پرونده​های اقتصادی را به عهده گرفت. چرا این اتفاق افتاد؟

خب حالا ممکن است یک انتقادهای درستی هم به دوران ما باشد. ما نمی‌خواهیم بگوییم که معصوم بودیم، چون ما بعد از بازسازی دوران سازندگی را داشتیم و یک مقداری رونق اقتصادی بود و سطح و حجم معاملات، حجم کار عمرانی بالا رفت. طبیعتاً چون کار بیشتری می‌شد آن کنترل‌هایی که در دوران جنگ بود دیگر نبود. لذا فساد داشت در دستگاه‌ها و معاملات شکل می‌گرفت. مقام معظم رهبری روی این مسئله خیلی حساسیت داشتند. به صورت طبیعی مبارزه با فساد اقتصادی وظیفه ما نبود. دستور دادند که شما باید اطلاعات را جمع‌آوری کنید و دادگاه انقلاب هم رسیدگی کند. کار خیلی بزرگی هم شد. من می‌توانم بگویم هر مقدار آن موقع کار شد دیگر بعد از من کسی نتوانست چنین رکوردی جا بگذارد یا اصلاً بتواند نصف آن هم کار کند.

هنوز هم وزارت اطلاعات روی پرونده مفاسد اقتصادی کار می‌کند؟

من نشنیدم این وظیفه از آنها گرفته شده باشد.

روش وزارت اطلاعات در شناسایی مفاسد اقتصادی چگونه بود؟

روش وزارت اطلاعات مخصوص به خودش است. روش وزارت اطلاعات روش نیروی انتظامی یا روش قوه قضائیه نیست که می‌روند بازرسی می‌کنند، برای خلافی که صورت گرفته پرونده درست می‌کنند و می‌دهند دادگاه. کار وزارت اطلاعات سوژه‌یابی عنصری است که آمده در اقتصاد، بازرگانی و صنعت ولی نمی‌خواهد تجارت کند، نمی‌خواهد صنعت کند می‌خواهد کلاهبرداری کند، می‌خواهد فساد کند، این را می‌رود شناسایی می‌کند ما به نیروی انتظامی یا سپاه می‌گفتیم که فلان تیم ساعت فلان از مرز عبور می‌کند. شما بروید در آن نقطه و با آن برخورد کنید. به ما می‌گفتند شما از کجا می‌فهمید؟ خب از کجا می‌فهمیم؟ مثلاً ما آدم‌هایی میان آنها داریم که به ما خبر می‌دهند. در اینجا هم اینجوری بود که ما به روش خودمان عمل کردیم. شاید هم اشتباه کردیم. ولی ما به روش خودمان به صورت نامحسوس در بدنه کارهای اقتصادی حضور پیدا کردیم. بعد یکهو در می‌آمد که مثلاً فلانی در فلان کار اقتصادی فساد ایجاد کرده یا در فلان بانک این جوری شده. اینها می‌گفتند کار پیچیده‌ای که با هزار جور پیچیدگی و محمل‌سازی انجام شده؛ شما چه جوری می‌فهمید. ضربه که می‌خوردند دستگیر که می‌شدند - خب خیلی​ها وابسته هستند به این موضوع یک نفر که نیست. مثلاً ما در یک وزارتخانه چندین نفر را می‌گرفتیم - داد و بیداد می‌کردند که وزارت اطلاعات چرا کار اقتصادی می‌کند؟ خب ما اول برایمان طبیعی بود که حالا بگویند. بعداً این دستمایه شد برای بعضی از مخالفان سیاسی ما. مطبوعات هم دامن زدند. در هر صورت دیگر نمی‌شد کاری‌اش بکنی. من الان کمی توانستم برای شما توضیح بدهم؛ نمی‌شود روش‌های وزارت اطلاعات را توضیح داد.

آقای فلاحیان؛ ورود شما به وزارت اطلاعات همزمان شد با خروج یک‌سری افرادی که از آغاز در این وزارتخانه بودند مانند سعید حجاریان. دلیل اینکه این طیف بیرون آمدند چه بود؟

این موضوع را به عنوان مسئله مهمی عنوان کردند. الان هم این هست که در وزارت اطلاعات و سایر وزارتخانه‌ها یا با تغییر وزیر و یا در مراحل دیگر یک سری از افراد بورس تحصیلی می‌گیرند. آنچه ما دیدیم این بود؛ بیشتر از این هم نبود. اما بعدها گفتند که آنها با برنامه‌های من موافقتی نداشتند یا احساس کردند که من آنها را قبول ندارم. ما چنین کاری را با آنها نکردیم. ممکن است تغییری در ساختار تشکیلاتی داده باشیم که عده‌ای بی‌کار می‌شوند و عده‌ای می‌آیند سر کار اما منظور این نیست که دیگر از آنها استفاده نشود. شاید این تغییر ساختار هم که به صورت طبیعی انجام می‌شود، چون ساختار وزارت اطلاعات مرتباً عوض می‌شود. این یکی از شیوه‌های کار است برای جنبه امنیتی کار، شاید اینها این فکر را کردند.

یکی از موضوعاتی که درباره آن صحبت نشده، تصفیه وزارت اطلاعات بعد از دوم خرداد است. چه نیروهایی بعد از دوم خرداد از وزارت اطلاعات تصفیه شدند؟

من که دیگر در آنجا نبودم.

خبر هم نداشتید؟

تصفیه به آن معنا در وزارتخانه‌ها وجود ندارد؛ در هیچ وزارتخانه‌ای. ولی ممکن است تغییر پست وجود داشته باشد. طبیعتاً در وزارت اطلاعات وزرا و دولت جدید که می‌آیند اهداف اطلاعاتی جدیدی را ترسیم می‌کنند که ممکن است خیلی آدم‌ها با این اهداف همسو نباشند. اینها تغییر و تبدیل می‌شوند، اما به معنای تصفیه چیزی نشنیدم.

یعنی بعد از دوم خرداد انجام نشده است؟

امکان ندارد. کسی نمی‌تواند کسی را از وزارتخانه بیرون کند.

می گویند کسانی که در وزارت اطلاعات هستند و کسانی که پیش از این بودند در این وزارتخانه «آدم» دارند. شما هم آنجا «آدم» دارید؟

یک وقتی یک جریان سیاسی برای اینکه قدرتمند باشد، اطلاعات داشته باشد، سعی می‌کند همه جا آدم داشته باشد. اگر به این معنا بگیرید نه. اما من مثلاً سابقه کار امنیتی‌ام خیلی زیاد است. من از اول انقلاب حتی پیش از آن در کار بودم. ما شبکه داشتیم. یک سابقه طولانی با بچه‌هایی که کارهای نظامی و امنیتی می‌کنند دارم. اگر به این معنا بگیرید خب ما با آنها قهر نکردیم. در وزارت اطلاعات طبقه‌بندی وجود دارد. کسی نمی‌تواند اطلاعات حوزه خودش را به کسی بدهد. یا هیچ عنصری در وزارت اطلاعات نمی‌تواند کار سیاسی، لابی‌گری، یا کاری با نفع شخصی کند. سیستم حفاظت به او این اجازه را نمی‌دهد. ممکن است عنصری از وزارت اطلاعات در مجلس ما بیاید ولی اجازه ندارد اطلاعات طبقه‌بندی شده خود را ما بدهد. چون ما الان دیگر کاره‌ای نیستیم.

با اینکه آدم شماست؟

بله! نمی‌تواند. اگر این کار را انجام دهد اولاً خلاف شرع و جرم مرتکب شده و بعد هم حفاظت اطلاعات با او برخورد می‌کند.

بعد از وزارت شما قتل‌های زنجیره‌ای پیش آمد و خیلی‌ها این را منتسب می‌کنند به دوره شما. چرا چنین انتسابی وجود دارد؟

از آنها که منتسب می‌کنند بپرسید. [می‌خندد و جدی ادامه می‌دهد] بپرسید مسئله‌ای که یک سال و نیم بعد اتفاق افتاده را چرا به من منتسب می‌کنند. طبیعی است که می‌خواهند بگویند دوره خودشان دوره بی‌عیبی بوده. هرکسی این طور است که می‌خواهد گناه را گردن دیگری بیندازد. یک توجیهاتی هم می‌کنند که این نیروها را فلانی تربیت کرده. دانشکده تربیت نبوده که من اینها را تربیت کنم. اصلاً وزارتخانه غیر از خانواده است. این مسائل در ساختارهای فرهنگی آنجاست. حالا اینها جوک‌هایی بود که می‌گفتند؛ فرافکنی بود. علت اصلی داستان این بود که من با آن شعارهای آقای خاتمی مخالف بودم و می‌گفتم که باید همان شعارهای سازندگی و سرمایه‌گذاری را در کشور سریع‌تر قدرتمند بکنیم و از لحاظ اقتصادی جلو برویم دیگر این‌که ما باید فرهنگ دینی را تقویت کنیم. اینها معتقد بودند که بیشتر باید روی آزادی‌های مدنی سرمایه‌گذاری کنیم و تصویری از گذشته دولت می‌دادند که ما فشار ایجاد می‌کردیم. ما فشار ایجاد نمی‌کردیم. بالاخره یک جوی ایجاد کردند و اینها را گفتند. بعداً گفتند آن آزادی‌هایی که تبلیغ می‌کردند در مسائل بی‌بند و باری اجتماعی تعبیر شده در صورتی که منظور ما آزادی سیاسی بود.

آقای حسینیان سعید امامی را شهید می‌داند. آیا نظر شما هم همین است؟

دوره‌ای که ما بودیم آقای امامی آدم بدی نبود. بله عقیده من هم این است که ایشان مظلوم واقع شد حالا چرا می‌خواهید امامی را مطرح کنید؟! دلم نمی‌خواهد، خوشم نمی‌آید اینها را زنده کنم. در مصاحبه با ما هر کسی می‌آید همین را مطرح می‌کند: قتل‌های زنجیره‌ای و سعید امامی. حالا هرچه قدر ما هوار بزنیم که این قضیه یک سال و نیم بعد ازما اتفاق افتاده؛ خوب یا بدش به گردن دولت و کسی که وزیر بوده.

شما در مجلس خبرگان عضو کمیته ویژه تحقیق درباره صلاحیت رهبری هستید. تا به حال چند گزارش ارائه کرده​اید؟

در خبرگان کار ما این است که سیاست‌های کلان را بررسی می‌کنیم چون ما باید همیشه ببینیم که ویژگی‌های ولی فقیه استمرار دارد. مثل آگاهی و مدیریت. سیاست‌های کلان را در همین رهبری و هدایت‌شان؛ اینها را بررسی می‌کنیم. این چیزی است که در کمیسیون‌ها بررسی می‌شود و گزارش کمیسیون‌ها در اجلاس بیان می‌شود.

و چند وقت یک‌بار جلسه دارید؟

خود کمیسیون‌ها دو هفته یک بار تشکیل می‌شود و نتیجه کاری که از اعضا خواسته شده ارائه می‌شود.

صحبت‌های آقای دستغیب در اجلاس اخیر خبرگان خیلی سر و صدا کرد و نقل قول‌های متفاوتی هم شد. آقای دستغیب چه گفت در این اجلاس؟

این جلسات محرمانه است. من نمی‌دانم که ایشان می‌خواهند این موضوع در بیرون مطرح شود یا نه؛ نپرسیدم این را.

اگر در این مقطع به شما وزارت اطلاعات را پیشنهاد کنند می‌پذیرید؟

[همراه با لبخند می‌گوید]حالا که پیشنهاد نکردند که ما بگوییم قبول می‌کنیم یا نه. به قول طلبه‌ها سالبه به انتفاع موضوع است. من سرباز نظام هستم. هر کاری بگویند انجام می‌دهم.

چرا در انتخابات نهم ریاست جمهوری از کاندیدا شدن منصرف شدید؟

خب، دیدم افرادی هستند که دیگر نیازی به ما نبود. هرکدام از آقایان که اول آمده بودند خوب بودند. دیگر گفتم چه احتیاجی به ما هست؟

آقای فلاحیان این روزها چه کار می‌کنید؟

پست سازمانی من کارشناس دولت است. در موضوعاتی که فکر می‌کنم به درد کشور می‌خورد کار می‌کنم. یک وقت موضوعات اقتصادی، یک وقت موضوعات فرهنگی. یک مقدار از وقتم هم در اختیار کسانی است که مسئول هستند.

کارهای فرهنگی تان هم مربوط به مسئولان است یا نمود خارجی هم دارد؟

بخش آموزشی کارهای فرهنگی نمود خارجی دارد؛ مثل کلاس قرآن، جلسات و سخنرانی‌ها که بیشتر در استان خوزستان است.

آدرس اینترنتی